به سایت پیشرو دانلود خوش آمدید.

امروز چهارشنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۳۹۸ برابر با Wednesday, 24 April , 2019

شما در سایت دانلود فیلم و سریال و موزیک هستید

پیکاسو: فرق نقاشی با عکس در احساس آرامشی است که نقاشی به انسان میدهد.

اهنگ و موسیقی

دانلود آهنگ جدید ماکان باند بنام بچه که نیستم
دانلود آهنگ جدید هوروش بند بنام عوض کردی
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد بنام هلهله
دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش بنام خواب خوب
دانلود آهنگ جدید اشوان بنام مقصر
دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام مغرور و عاشق

بیوگرافی «محمدرضا شریفی نیا»

۱۴ مرداد ۱۳۹۶

محمدرضا شریفی نیا دستیار کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون ایران وی متولد ۲۵ خرداد ۱۳۳۴ در تهران می باشد و ۶۲ سال سن دارد.

محمدرضا شریفی نیا

بیوگرافی محمدرضا شریفی نیا

وی عکاس، دستیار کارگردان و برنامه ریز، انتخاب بازیگر و بازی گردان است. وی لیسانس تربیت بدنی است. فراگیری تئاتر و بازی در نمایش ها را از اواسط دهه ۱۳۵۰ شروع کرد. همچنین آغاز بازی در سینما از سال ۱۳۷۰ با «وینار» کاری از «شهرام اسدی» بود.

اما قبل از آن و در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ شریفی نیا مشغول بازی در نقش ولید در مجموعه تلویزیونی امام علی (داود میرباقری) بود که با پخش این مجموعه در سال ۱۳۷۵ مطرح و شناخته شد.

ماجرای ازدواج و جدایی از همسرش

محمدرضا شریفی نیا با آزیتا حاجیان بازیگر زن سینما ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج دو فرزند دختر به نام های مهراوه و ملیکا بود. این زوج بعد از چند سال زندگی بنا به دلایلی از هم طلاق گرفتند و جدا شدند .

بعد از این ماجراها شایعاتی مبنی بر ازدواج محمدرضا شریفی نیا با رز رضوی بازیگر زن مطرح شد که توسط هر دو طرف تکذیب شد.

محمدرضا شریفی نیا

محمدرضا شریفی نیا و آزیتا حاجیان همسر سابق

محمدرضا شریفی نیا

شایعه ازدواج دوم محمدرضا شریفی نیا و رز رضوی

محمدرضا شریفی نیا

شریفی نیا صاحب دو دختر به نام های مهراوه و ملیکا می باشد که هر دو دختر او بازیگر می باشند.

 

گفتگو با محمدرضا شریفی نیا

بعضی فیلم ها حتی اسمش هم در ذهن سپرده نمی شود

برای مثال به استناد مصاحبه های دیگران درباره تان، شما تاثیرگذاری بسیاری در برخی از فیلم های مهم مهرجویی مثل «لیلا» داشته اید، اما در عین حال با مسعود ده نمکی هم همکاری می کنید و «اخراجی ها» را بازی می کنید. فیلمی که با ارزش هایی که قبلا در جامعه و عوام رایج بوده بازی کرده و آن ها را تغییر داده! این تغییر روندی خودخواسته بوده یا شرایط ایجاد کرده؟

من به این که باید جانب مردم و مخاطب را سرلوحه کار هنری مان قرار بدهیم، بسیار اعتقاد دارم. چون سینما یک صنعت است و بازگشت سرمایه به آن بسیار مهم است. وقتی شما یک کار هنری می کنید، باید جوری آن را ارائه دهید که مخاطب داشته باشید. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که آدم ها در سطوح مختلف از تحصیل کرده تا ابتدایی ترین سواد و گاهی اوقات بی سواد حضور دارند؛ البته نه به مفهوم آکادمیک به منظور شعور و آگاهی مردم، همه این ها آذوقه می خواهند و بازده کارتان را هم باید ببینید.

من کلا با سینمایی که مخاطب نداشته باشد و حتی خانواده خودم هم حاضر نباشند بیایند و کار را ببینند، به شدت مخالفم. بنابراین دوره ای در این جامعه صحبت کردند که این فیلم های تجاری، حادثه ای و ماجراجویانه چرا ساخته می شود؟ باید روند را تغییر دهیم! در صورتی که مردم احتیاج به سرگرمی دارند و باید شرایط تفریحی را فراهم کند. گاهی اوقات باید در کنار این سرگرمی آموزش هم داده شود و تماشاچی دست خالی از آن سینما بیرون نرود. اما سینما دانشگاه نیست. بخش اعظمی از آموزش به مطبوعات و تلویزیون و سیستم آموزشی بر می گردد. نباید توقع داشته باشید که سینما همه معضلات جامعه را باید حل کند!

گاهی اوقات باید گام به گام آموزش ها و معضلات جامعه در قالبی که تماشاچی بیاید و ببیند، مطرح شود. همه ابزار هم باید برای ساخت این فیلم ها در نظر گرفته شود. یک زمانی وقتی فیلم های هیجانی و اکشن ساخته می شد، موجی شروع شد که نباید این فیلم ها ساخته شود و کسانی که می روند و این فیلم ها را می بینند، آدم های سخیفی هستند و با این تبلیغات مردم را سرد کردند.

بعد این بحث را به سینمای کمدی بسط دادند و آن را سخیف و بی ارزش دانستند. بدون در نظر گرفتن ذائقه مخاطب و در نظر گرفتن شرایط او برای گذراندن زمانی فارغ از سختی های کارش، مثلا کسی که گل لگد می کند یا آجر بالا می اندازد، احتیاج به تفریح کردن با سینما را ندارد.

بخشی از معضلات جامعه باید در همین فیلم های به قول دوستان سخیف بیان شود و آن هم نیاز است. بعد از آن زاویه پرکارشان را بازتر کردند و گفتند فیلم هایی که می فروشد، فیلم های ضعیفی است و پیکان را به این سمت گرفتند. از نظر من یک فیلم بفروش جذاب اجتماعی خوب، «جدایی نادر از سیمین» است. هم قصه دارد و هم معضل اجتماعی است و هم بازده سرمایه دارد و صنعت سینما را می چرخاند. فیلم «مهمان مامانم، یا «پری» یا «دایره زنگی» هم جزو همین دسته است.

در این فیلم هایی که مثال زدید به غیر از «جدایی نادر از سیمین» شما حضور داشته اید. اما با نگاه به همین چند فیلم و مقایسه با فیلم های امروز، انگار ادبیات سینما تغییر کرده، الفاظی که استفاده می شده برای سینما فرق کرده. به سمت سینمایی رفته ایم که قبلا تلویزیون پیشتاز بیان چنین داستان های بی محتوایی در آن بود. حتی این موضوع در مدیران ارشد سینمایی دولت قبل و گاهی اوقات در این دولت هم رایج شده که به جای ارائه گزارش از الفاظ عامیانه برای حرف هایشان استفاده می کنند.

آن ها برای این که سینماگر، سینمادار یا تماشاگر سینما را با خودشان و حرف هایشان هم سو کنند، حاضرند از ادبیاتی که رایج سیاست است، فاکتور بگیرند و به جایش از الفاظی مثل «ما آن قدر مرد هستیم که فلان کار را بکنیم، یا نکنیم» یا این که «مردم ولی نعمت ما هستند» یا مثلا «ما آن قدر با معرفت هستیم که مردم را در جریان قرار دهیم!» این حرف ها، در قاموس سیاسی نمی گنجد. همین اتفاق در بطن ساخت فیلم های سینما هم افتاده. همان قدر که شما می گویید باید به زبان مردم راه بیاییم، به سمت عوام گرایی رفت است.

من این را قبول ندارم که عوام گرایی زیاد شده. گاهی اوقات باید از برهان خلف استفاده کنیم، سیاست گذاران دولتی ما فیلم هایی را سفارش می دهند که یا قصه یا بازیگران سازنده الکنی دارد. فیلم حرفی برای گفتن دارد که مخاطب داشته باشد. هزینه های گزاف برای این فیلم ها صرف شده و به بی راهه رفته چرا؟ چون یک مدیر سینمایی می خواسته که چنین فیلمی ساخته شود و در جشنواره هم جایزه هایی را درو کند تا بگوید این فیلمی که من ساخته ام، چقدر مورد اقبال داوران قرار گرفته است، ولی این فیلم بی ارزش است، نه فیلم هایی که مخاطب دارد. به نظر من باید برای فیلمی مثل «جدایی نادر از سیمین» دولت سرمایه گذاری و حمایت کند.

وقتی که حمایت دولتی از ساخت چنین فیلم هایی نمی شود، همان فیلم هایی که شما می گویید عوام گرایی است رشد می کند. فیلمی باید ساخته شود که علاوه بر حرف شنیدنی، تمام موقعیت ها را برای جذب مخاطب داشته باشد، ولی گاهی اوقات شما با یک فیلم سرگرم کننده می توانید برای فیلم بعدی تان بذر بپاشید. برای سینما باید قالبی را انتخاب کنید که تماشاچی هم یاد بگیرد و هم جذب شود، پول بدهد و بلیت بخرد و لذت ببرد.

اگر تکلیف یک فیلم با مخاطبانش روشن باشد، حتی می تواند قبل از اکران، درآمدش را تخمین بزند و پولش را بشمرد.

بذرپاشیدن هم حدی دارد. بعضی فیلم ها سری دوزی شده!

چرا فیلم هایی که ما می سازیم یک و دو و سه دارد؟! چون مخاطب را شناخته ایم.فیلمی مثل «اخراجی ها» ۹ میلیارد تومان می فروشد. باز هم ساخته می شود و باز هم می فروشد. مگر می شود پس چون این همه فروخته همه آدم هخا شعور آن را نداشته اند که فیلم بد را از خوب تشخیص بدهند؟ بعضی فیلم ها حتی اسمش هم در ذهن سپرده نمی شود. حتی خانواده و دوستان طرف نمی روند فیلم دوستشان را ببینند. ساخت چنین فیلمی برای سینما مخرب تر است یا فیلمی مثل «اخراجی ها»؟! سخیف این فیلم هاست.

محمدرضا شریفی نیا

یعنی شما معتقدید جهت گیری سینما به سطح سواد و بینش مردم ربطی ندارد؟

نه. همه جای دنیا این فیلم های تجربی وجود دارد و برایش سینمای خاصی درنظر می گیرند. اگر بخواهند مخاطب دیگری را در نظر بگیرند، بر آن اساس فیلم می سازند و اگر شکست بخورد، یک شکست معمولی است، نه یک شکست فاحش.

برای شما می توانم از فیلم های تهمینه میلانی مثال بزنم، او شماره یک فیلمی را می سازد و با استقبال مردم به سراغ ساخت شماره دوم آن هم می رود. چون هم حرف مشکلات مردم را می زند و هم مردم را می خنداند، چون ظرف انتخابی اش جواب داده.

ولی قشر فرهیخته و صاحب نظر نسبت به این آثار موضع می گیرند، چون از نظر آنان شعارهای دم دستی دارد.

مگر حرف آن ها وحی منزل است؟

نه، ولی زمانی که از همین قشر تایید و تحسین می شنوند، وحی منزل می شود!

خودشان وارد گود شوند و فیلم بسازند تا ببینیم چی می سازند! این حرف دوستان دم دست است نه شعارهایی که در فیلم داده می شود. شما در مورد هر فیلمی حتی گودار هم می توانید این حرف را بزنید که مثلا فلسفه فیلم هایش دم دست است و برای زمان خودش بوده.

خب پس در هر بخشی می توانند این حرف را بزنند. مثلا وودی آلن را زیر سوال ببرند…

بله، ولی وودی آلن در بدترین شرایط فیلم سازی اش عرفان آبکی تحویل جامعه نداده! مثل خیلی از فیلم هایی که می توانم مثالش را بزنم.

ببینید، مثل خیلی از فیلم های روشن فکرانه، خیلی از فیلم هایی که من ازش حرف زدم هم ممکن است بد از آب دربیاید. من از همه فیلم هایی که برای عموم ساخته می شود، دفاع می کنم. فقط این را بگویم که هنوز هم بعضی ها از شعار تحت تاثیر قرار می گیرند.

خب طبیعی است که عده ای از بحث شعار گذر کرده اند و عده دیگر هنوز نه. شما اگر جامعه را تقسیم بندی کنید، دیگر نمی گویید فیلمی مثل «چارچنگولی» خوب است یا بد؟ یا فیلم «آتش بس ۲» خوب است یا بد؟ سینما باید دسته بندی شود و من هم برهمین اساس کار می کنم. اصلا دلیلی بر این نیست که سینمای بدنه را قبول داشته باشم و با سینمای روشن فکر مخالف داشته باشم یا برعکس. فقط مخاطبانم را می شناسم.

 

نقش آفرینی محمدرضا شریفی نیا در فیلم های سینمایی همچون:

  • آدم‌برفی
  • پری
  • برج مینو
  • ابر و آفتاب
  • لیلا
  • سینما سینماست
  • جهان پهلوان تختی
  • بازیگر
  • شیدا
  • عشق کافی نیست
  • بلوغ
  • مسافر ری
  • خاکستری
  • دنیا
  • عروس خوش‌قدم
  • سیزده گربه روی شیروانی
  • مکس
  • سالاد فصل
  • ازدواج به سبک ایرانی
  • نقاب
  • گیس بریده
  • پارک وی
  • محاکمه
  • چه کسی امیر را کشت؟
  • نصف مال من، نصف مال تو
  • مهمان
  • دایره زنگی
  • زن‌ها فرشته‌اند
  • تسویه‌ حساب
  • یک اشتباه کوچولو
  • اخراجی‌ها ۲
  • پسر تهرانی
  • سوپر استار
  • اخراجی‌ها ۳
  • گیرنده
  • پایان‌نامه
  • خودزنی
  • رسوایی
  • معراجی ها
  • آنچه مردان درباره زنان نمی‌دانند
  • شانس، عشق، تصادف
  • سه بیگانه
  • زن ها فرشته اند
  • و…

 

نقش آفرینی محمدرضا شریفی نیا در سریال هایی همچون:

  • معمای شاه
  • ما فرشته نیستیم
  • بی قرار
  • میلیاردر (فصل اول)
  • میلیاردر (فصل دوم)
  • یلدا
  • سهمی برای دوست
  • ازیاد رفته
  • ملکوت
  • امام علی
  • همسایه‌ ها
  • سفر سبز
  • پیامک از دیار باقی
  • و…